صائن الدين على بن تركه
81
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
قصّههاى فرسوده گشته « 1 » . افسانههاى خسرو و شيرين ز حد گذشت * ما و حديث عشق « 2 » تو كانها حكايتست و ثانيا آنكه ، اختيار مشاقّ مسافرت و انتهاج طريقهء سير و سلوك [ 478 الف ] كه راه مسترشدان مراقى فضل و افضال و نشان وايافتگان جواهر كمال است ، دأب اين سرگشته است « 3 » . إنّ العلى حدثتني و هى صادقة * فيما تحدّث أنّ العزّ فى النّقل لو كان في شرف المأوى بلوغ منى * ما فارق الشّمس يوما دارة الحمل « 4 » * * زلف مشكينش كه سرگردان او شد عالمى * جز به دست بادِ سرگردانِ عالم گرد نيست و چون خدمت سمع هرگز پاى ارادت از گوشهء انزوا بيرون ننهاده و نمىنهد ، هرآينه به امثال اين كلمات رعونتانگيز معذور بود و اين لافهاى عجبآميز ازو عجب ننمايد « 5 » . به قمارخانه رفتم همه پاكباز ديدم * چو به صومعه رسيدم همه يافتم دغايى و ثالثا آنكه ، غايت مرتبهاى كه حوزهء ادراك تو بدان رسد و مجال قوّت تصرف تو گردد ، يك دو فرسخ بيش « 6 » نخواهد بود و از مركز كرهء خاك تا محيط فلك الافلاك ، ميدان تيغ و قلم من است . و رابعا آنكه ، نصيب من هميشه از خوانچهء قرب و مائدهء حضور است و قسم تو همه از مطبخ بعد و ديگ غيبت « 7 » . اگر چه چون رگ گردن به بنده نزديكست * خداى دور بود از بَرِ خدا دوران
--> ( 1 ) . D : + ش ؛ F و J : + بيت ( 2 ) . A در حاشيه : اصح حسن ؛ D و F : حسن ( 3 ) . D : + ش ؛ F : + بيت ؛ G و J : + شعر ( 4 ) . D : + ش ؛ F و J : + بيت ؛ G : + فرد ( 5 ) . D : + ش ؛ F و J : + بيت ؛ G : + فرد ( 6 ) . F : بيشتر ( 7 ) . D : + ش ؛ F , G و J : + بيت